عید غدیر خم مبارک



 یا امیر المونین

دل را محب آل پيمبر نوشته‏اند

دارنده ولايت حيدر نوشته‏اند


قرآن كتاب و عترت طاهاست دين ما

بر دل هم اين حديث پيمبر نوشته‏اند


روز ازل على چو گل شيعه مى‏سرشت

نام مرا به مصحف كوثر نوشته‏اند


هر سطر سطر خطبه نهج البلاغه را

بر قلب ما به خط مطهر نوشته‏اند


دل را به وجه روى حسن خيره كرده‏اند

زان رو جمال شيعه منور نوشته‏اند


جان را به زلف سرخ حسينى گره زدند

ما را به امر اوست كه نوكر نوشته‏اند


آن دل حسينى است كه در بند زينب است

دل را به او شكسته و مضطر نوشته‏اند


ما را صحيفه‏ايست كه سجاد با دعا

راه غم و مبارزه يكسر نوشته‏اند


امشب ز شوق تا به سحر نعره مى‏زنم

ما را فقير حيدر صفدر نوشته‏اند


تنها ره نجات بشر كشتى على است

ما را سوار مركب سرور نوشته‏اند


ما از مسير عشق على خسته كى شويم

دل را مسافر ره دلبر نوشته‏اند


ما را على ز كوچه يثرب عبور داد

ديديم يا على به روى در نوشته‏اند


اين جمله را كه اهل تو اى كوفه نيستيم

با خط خون به سينه مادر نوشته‏اند


ما را فدائيان ولايت رقم زدند

فرمانبر اوامر رهبر نوشته‏اند


اين ديده را به چشمه كوثر بشسته‏اند

زان رو هماره چشم مراتر نوشته‏اند


شكر خدا كه با يدِبيضاء فاطمى

او را شفيع عرصه محشر نوشته‏اند


ما را حواله عاقبت كار مهدى است

او را ولى و حجت آخر نوشته‏اند


مهدى بيا كه منتقم فاطمه تويى

اين انتقام با تو ميسر نوشته‏اند


http://heyatgraphic.persiangig.com/image/89/MEmamREZA89-02/MiladeEmamReza89-02-small.jpg

یا امام رضا یاز شب عیده و گدای همیشگی اومده
عیدی میخواد

آثار هنری زیبا




آقا سلام ما به سلام شما خوشیم

ما بی مرام ها به مرام شما خوشیم

ما که غبار پای شما نه ولی اگر

باشیم خاک پای غلام شما خوشیم.

بدون رضا کربلا نخواهم رفت

یا امام ارالرئوف
همه فهمیده اند ما از تو...
دو سه تا کربلا طلب داریم


اینکه گفتی غریب یعنی چه ؟
از وطن بی نصیب یعنی چه ؟
دل ما  خانه  امام رضا  است
یا امام غریب..... یعنی چه ؟
تا  ابد ما کبوتر حرمیم
قمری و عندلیب  یعنی چه ؟
دیدم عیسی دخیل می بندد
عیسوی! آن صلیب یعنی چه؟
تا رضا هست  ای خدا  اصلا
ذکر  امن یجیب  یعنی  چه ؟
کربلا  هم به  جای خود  اما
بی رضا بوی سیب یعنی چه؟

ارباب صدای قدمت می آید

هنگامه اوج ماتمت می آید

ما در تب و تاب غم تو می سوزیم

چند روز دگر محرمت می آید


به حکم اینکه علیک الرفیق ثم طریق

 بدان بدون رضا  کربلا   نخواهم  رفت


یا حسین
آقا منم! گداي قديمي اين درم
عمريست گرد كرببلايت كبوترم

خوبم شناختيد منم بي حيا گدا
رزق از شما گرفتم و بر بام ديگرم

من آبروي نام شما برده ام ولي
گويند مردمان كه دراين خانه نوكرم

اي عاشقان صداي دل زار بشنويد
من از تمام خلق جهان بي وفاترم

من هجر يار ديده ام و زنده ام هنوز
اين شرط عاشقي نبود خاك بر سرم

بيچاره عاشقي كه نرفته است كربلا
بيچاره تر كسي كه نمرده است در حرم

حق با شماست اذن وصالم نمي دهيد
اما دگر كجا دل وامانده را برم

آقا مرا نگاه كنيد گرچه با غضب
دستي به غير دست شما نيست بر سرم

گر يك نفس زعمر من خسته مانده است
نام حسين مي رسد از آه آخرم
مهدی بقایی


نفس بده که برایت نفس نفس بزنم
نفس بده که فقط از حسین دم بزنم

سرم هوای  تو دارد  دلم  هوای حرم
چه می شود که سری گوشه حرم بزنم

یک ماه مانده تا محرم میدانم شاید زنده نباشم مشکی محرم را
ببینم اما... با دلی آکنده از غم و فراق حرم باز می نویسم
کربلا با رضا صفا دارد.
یا علی

یا امام رضا دلم گرفته



یا حق
 بوی یاس می آید اینجا شبیه بوی حرم

دلم  دوباره    گرفته   در   آرزوی  حرم


مرا که    سخت   پریشان  و  سیه  وقتم


بگو  چگونه  بیایم  دگر  به  سوی  حرم

یا زهرا(س)


گاهی برای پریدن آسمان کم است

یا صحن قدس باید و یا گوشه حرم



آقا سلام
دور از حریمتان  به غمم  مبتلی ولی
ساعات خوب زندگیم در حرم گذشت
دلم گرفته هر روزی که میگذره قافله حسین بن علی علیه سلام به کربلا
نزدیک تر میشه این روزا بازار آهنگرا و شمشیر سازا تو کوفه داغه همه و
همه دارند محیا میشند اونا دارند خودشون را برای کشتن پسر زهزا آماده
میکنند . من چی؟ من کجای این حقیقتم .
منم تو گناه و معصیت خویش غرقم و آقای غریبم را رها کردم
وای بر من.... وای برمن
یا ابلحسن داره دیر میشه یک سال منتظر محرمش بودم آقا نمی خوای
یه نگاه به دل این گدا کنی؟ نمی خوای تو محبت حسین آتیشم بزنی
به دل سوخته زینب سلام الله بسوزونم که
 احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم
چی میشه به اندازه دو پلک پرده را کنار بزنی و ظهر عاشورا را نشونم
بدی این طوری شاید ......
یا امام رئوف
دلم گرفته

جانم فدای رهبر





محرم در راه است
میشنوی صدای هل من معین حسین است کیست مرا یاری
کند اینجا دنیای هزار نقش و هزار رنگ هر روزمان سال 61
هجریست اینجا کربلا و امروز عاشوراست.
سایه شب که شهر را فرا گرفت یعنی یک روز دیگر از عمر
ما رفت . باید دید روزی که گذشت حسینی بودیم یا یزدی
امامان را به کدام سکه طلا و به کدام نگاه حرام و...
فروختیم اگر حساب کردی دیدی امروز دلت در لشکر حسین
اردو زده است  و احساس کردی حسین زمان ولی عصر
ارواحنا فدا بر نامه عمل امروزت لبخند رضایت میزند بدان امروز
عاشوراست و اگر کربلا باشی در لشکر پسر فاطمه ای و
اگر غیر از این است .......
امامت را دریاب
هر روز عاشورا و همه جا کربلاست



مطیع حضرت یارم            شهادت افتخارم
هدیه بر رهبرم کردم       خونی که در رگم دارم

جانم فدای رهبر

من عاشـق آن رهبــر نورا نــی خـویشم
آن دلبــر وارستــۀ عـرفـانـی خــویشم

عمـری است غمیـنم ز پریشانـی آن یار
هـر چنـد که محزون ز پریشانی خویشم
در دام بـلایت شـده ام سخـت گرفتـار
امـواج بـلای دل طوفــانــی خـویشم

چون نقـش نگـارین تو بر دیـده در افتــد
گمگشتــۀ این دیـدۀ بـارانــی خـویشم

زان لحظه که مجنون شدم از زلف سیاهت
در کوهم و در دشـت و بیـابـانی خـویشم

از شـوق وصال تو چه ویرانـه شد این دل
چندی است که شاد ازدل ویـرانی خویشم

یک لحظه پشیمان نشدم از غم آن دوست
عمری است که مشغول نگهبـانی خـویشم

دل کنـده ام از عـالـم دنیــایـی و لیکـن
دلـبستــۀ آن یـار خـراسـانــی خـویشم

تـوفیـق زیـارت بـه جمـالـش نـدهنــدم
این غــم به که گویم غم پنهانـی خـویشم

زان روز که در بنـد نگـاه تـو اسیـرم
افسـردۀ دیـدارم و زنـدانــی خـویشم

سرباز و نگهبـانـم و هم حامـی جـان از
جـمهـوری اسـلامـی ایـرانــی خـویشـم

من گـرچـه در ایـن دایـره شاعـر نیم امـا
تضمیـن گـر شعریش به نـادانـی خویشم



ما اهل کوفه نیستیم



در کشور عشق مقتدا خامنه ایست


 فرماندهی کل قوا خامنه ایست


دیروز اگر عزیز مصر یوسف بود


 امروز عزیز دل ما خامنه ایست

حسینیان این سفیر حسین است نائب بحق امام زمان است
پسر زهرا را دریابید.